جهان پهلوان : من به مردم تعظیم می کنم

آنها دو قهرامان بودند که هر دو به مقام قهرمانی رسیده و مورد لطف قرار گرفته بودند. قرار شد به هر یک چند هکتار از زمین های گرگان به صورت رایگان داده شود.  حکم رسید و سند زمین به دست هر دو داده شد.  دو پهلوان جهان سند در جیب عازم گرگان شدند. به نزد آشنایی رفتند تا به راهنمایی او زمین را یافته و تصاحب کنند. مرد راهنما که جوانمردی دوستدار ورزش بود مقدم هر دو را گرامی داشت. پذیرایی کرد و زمین را نشان داد و گفت: این زمین که خلع » به شما عنایت شده تا به دست شما برسد نیازم « خلع ید» می باشد . تختی پرسید «خلع ید از چه کسی؟» پاسخ می شنود که خلع ید از صاحبان اصلی که مال باخته اند. معلوم می شود که ده هکتار زمین مرحمتی نه یک صاحب بلکه چندین صاحب اصلی دارد و تختی میل می کند که این صاحبان را پیدا کرده، رضایت آنها را اگر ممکن باشد جلب کند.

چهار پنج زارع رنجور و فقر زده حاضر می شوند و شرح حال می کنند. آن فرد که همراه تختی رفته و قهرمانی نامدار بود؛ چون تردید تختی را می بیند به راه افتاده، خود به ژاندارمری رفته مأمور آورده و مراسم خلع ید را انجام داده و زمین آزاد شده به زور را به قیمت ۲۰۰ هزار تومان فروخته به تهران باز می گردد ولی تختی در تردید باقی می ماند و سرانجام در میان اصرار دیگران لب گشوده چنین می گوید« این پول ها از این گلو پایین نمی رود. » دویست هزار تومان در آن زمان یک سرمایه بود به ویژه برای مردی که جمع درآمد ماهیانه اش به یک هزار تومان نمی رسید و یک ماه پیش از آن مجبور شده بود برای دو سه هزار تومان سود که کمک هزینه زندگی باشد با شش شبانه روز بی خوابی یک اتومبیل از آلمان به ایران آورد.

هیچیک از مدال های تختی نیست که مرا به ستایش او وادار کند. هیچیک از کشتی های او نیست که مرا به اعجاب مجبور سازد و من برای مدال های او همان قدر و قیمتی را قائلم که برای مدال های جیبی و موحد و دیگران.

ولی در هر کشتیِ تختی و در هر مدال تختی درخششی می یابم که در آن نگاه مظلومانه آن زارعان مال باخته گرگان موج می زد و سرانجام به عمر خود با ناباوری تمام، یک جوانمرد را دیده بودند. تمام مدال هایی که امروزه می توان بر مزار تختی نصب نمود و از راه مبارزات ورزشی اش حاصل شده به اندازه یک هزارم ارزش مدالی که احساس مردمی اش هاله وار به گرد سیمایش برای ابد نقش بسته نمی باشد. قهرمان بودن درست ولی انسان بودن درست تر است و این است که باید جستجو شود.

استاد اسدالهی ، روزنامه نگار و مفسر ورزشی